تاریکخانه Darkroom Tarikkhaneh

عبدالله سهند مرسلی Sahand Abdullah Morsali
 
سلام
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠  

هفده سالم بود که کلیپ ویدیوئی این ترانه را از لیونل ریچی را دیدم. ترانه "سلام" از لیونل ریچی. در کلیپ نابینایی که برای عشقش اینگونه می سراید:

برایتان آهنگ را ترجمه می کنم. امیدوارم لذت ببرید.

دانلود آهنگ از اینجا

I've been alone with you inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips a thousand times
I sometimes see you pass outside my door
Hello, is it me you're looking for?

I can see it in your eyes
I can see it in your smile
You're all I've ever wanted, (and) my arms are open wide
'Cause you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much, I love you ...

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again how much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
Hello, I've just got to let you know

'Cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely, or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying, I love you ...

Hello, is it me you're looking for?
'Cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying ... I love you

 

تنها بوده ام با یاد تو در خاطرم

و در رؤیای خویش لبهایت را هزاران بار بوسیده ام

گاهی می بینم که از کنار در اتاقم رد می شوی

سلام، آیا منتظر من بودی؟

 

می توانم این را در چشمهایت ببینم

می توانم این را در لبخندت ببینم

تو همه آن چیزی هستی که من می خواستم، (و) آغوشم برایت باز است

چون این فقط تو هستی که می دانی چه باید بگویی

و این فقط تو هستی که می دانی چه کار باید بکنی

و خیلی دوست دارم به تو بگویم: دوستت دارم...

 

دوست دارم درخشش نور آفتاب را در موهایت ببینم

و به تو هی بگویم که تا چه اندازه دلواپست هستم

گاهی حس می کنم قلبم سرریز می شود

سلام، فقط می خواستم این را به تو بفهمانم

 

چون نگرانم که کجا هستی

و دلواپسم که چه می کنی

آیا جایی احساس تنهایی می کنی، یا کسی عاشقت هست؟

بگو چگونه در فتح قلبت پیروز شوم

چون خودم به نتیجه ای نمی رسم

اما اجازه بده اینگونه شروع کنم: دوستت دارم

 

سلام، آیا این من هستم که منتظرم بودی؟

چون نگرانم که کجا هستی

و دلواپسم که چه می کنی

آیا جایی احساس تنهایی می کنی، یا کسی عاشقت هست؟

بگو چگونه در فتح قلبت پیروز شوم

چون خودم به نتیجه ای نمی رسم

اما اجازه بده اینگونه شروع کنم ... دوستت دارم

 



 
در شیار به جا مانده از یک قطره اشک
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠  

امشب آهنگ "عشق El Amour" را از خولیو ایگلسیاس و از زبان آهنگین اسپانیایی ترجمه می کنم.   خولیو ایگلسیاس هنرمند معروف اسپانیایی Ballad ها و یا همان قصیده های عاشقانه زیادی اجرا کرده.

می توانید آهنگ را از اینجا دانلود کنید.

 

 

 

El Amor   عشق

El amor 

 عشق
no solo son palabras que se dicen al azar,

 فقط کلماتی نیست که تصادفی بر زبان رانده می شود
por un momento y sin pensar.

برای همان لحظه و بدون فکر
Son esas otras cosas que se sienten sin hablar,

از اون چیزهاییه که ما احساسش می کنیم. بدون گفتن چیزی
al sonreír, al abrazar,...

لبخند زدن، در آغوش گرفتن تو
(El amor) (El amor)

عشق – عشق
(El amor) (El amor)

عشق – عشق
El amor

عشق
a veces nunca llega porque pasa sin llamar,

چیزی که هرگز نمی آید. چون بدون صدا زدن از کنارت می گذرد
se va buscando a quién amar.

بدنبال کسی برای عشق ورزیدن
A veces, cuando llega llega tarde, porque ya

و گاهی وقتی می آید دیگر خیلی دیر است. چون
hay alguien más en su lugar.

از قبل یکی دیگر جای او را گرفته است
(El amor) (El amor)

عشق - عشق
(El amor) (El amor)

عشق - عشق
El amor

عشق
no sabe de fronteras, de distancias ni lugar.

هیچ مرز و فاصله ای نمی شناسد
No tiene edad. Puede llegar

مکان و سن نمی شناسد
perdido entre la gente o arrullado en un cantar,

می آید و گم می شود در میان مردم ساکتی که به موسیقی یک خواننده گوش می دهند
por un reír, por un llorar,...

لابه لای یک لبخند، در شیار به جا مانده از یک قطره اشک
(El amor) (El amor)

عشق - عشق
(El amor) (El amor)

عشق - عشق
El amor

عشق
es perdonarse todo sin reproches y olvidar

بخشش هر چیزی است که اتفاق افتاده، بدون هیچ ملامت و سرزنشی و فراموش کردنش
para volver a comenzar,

و از نو شروع کردن
es no decirse nada y en silencio caminar,

هیچ نگفتن و قدم زدن در سکوت
es ofrecer sin esperar.

دادن، بدون هیچ توقعی برای پس گرفتن چیزی در عوض
(El amor) (El amor)

عشق - عشق
(El amor) (El amor)

عشق – عشق

 



 
امشب به خانه دیر بر می گردد
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠  

ترانه ای که امروز برایتان آپلود کردم باز هم کاری از راجر واترز خواننده محبوب من است عضو پینک فلوید بود. ولی این ترانه از آلبوم تکی او به نام "Amused to Death"سرگرم با مرگ است. داستان حکایت بمباران طرابلس در جنگ ریگان بر علیه لیبی را به تصویر می کشد.

اگر به آهنگ گوش نکنید، لذت این آهنگ را متوجه نخواهید شد. متن را خودم ترجمه کردم. در اصل این ترانه از دو تراک تشکیل شده. من میکسشون کردم و هر دو رو براتون همراه با ترجمه گذاشتم.

زنی در آکسفوردشایر و زنی در لیبی. هر دو منتظرند. یکی منتظر شوهرش که شیر را بدوشد و برای استراحت به منزل راحت بیاید. آرامش. و زنی در طرابلس لیبی. به چکه های آب شیر منزل نگاه می کند که شوهرش فرصت تعمیر آن را نداشته. و منتظر شوهرش هست که در خیابان پایین مشغول داد و فریاد و تظاهرات است. ترکیب سیاست و ریتم.

و خلبانی که هیچ سوالی نمی پرسد و فقط به دستورات عمل می کند. بمباران مردم در نظر او مانند همان بازیهای ویدئویی است که از روی عملیات او و با تزریق میلیاردها دلار پول از طرف غول های تفریحی آمریکا (عموسام) تولید می شوند و در خانه ها در دسترس کودکان هستند و از کودکان خلبان های مطیع آینده را می سازند.

گوش کنید. لذت خواهید برد.

دانلود آهنگ

 

Late Home Tonight I

 امشب به خانه دیر بر می گردد بخش 1    

Standing at the window

پشت پنجره ایستاده
A farmer's wife in Oxford shire

 زنی کشاورز در آکسفورد شایر
Glances at the clock; it's nearly time for tea

  نیم نگاهی به ساعت می اندازد. تقریبآ وقت صرف چای است
She doesn't see  او نمی بیند
The phantom in the hedgerow dip its wings

 فانتومی را از پرچین که بالهایش را شیب می دهد
Doesn't hear the engine sing

 نغمه موتور هواپیما را نمی شنود
But in the cockpit's techno glow

اما در درخشش تکنولوژی داخل کابین خلبان
Behind the Ray Ban© shine

 پشت درخشش عینک ری بن
The kid from Cleveland

 برو بچه کلیولند
In the comfort of routine

در آسایش معمولی خویش
Scans his dials and smiles  

گفتگو هایش را بررسی کرده و لبخند می زند
Secure in the beauty of military life

امن در زیبایی زندگی ارتشی  
There is no right or wrong

هیچ حق و ناحقی نیست
Only tin cans and cordite and white cliffs

   فقط قوطی های حلبی و باروت بی دود و تخته سنگ های سپید
And blue skies and flight, flight, flight

 و آسمان آبی و پرواز، پرواز، پرواز
The beauty of military life  

 زیبایی زندگی ارتشی 
No questions only orders and flight, only flight

  هیچ پرسشی نیست. فقط دستور و پرواز، فقط پرواز
What a beautiful sight in his wild blue dream

 چه چشم انداز زیبایی است در رویای آبی وحشی او
The eternal child leafs through his war magazine

 کودک همیشگی مجله ورزشی او را ورق می زند
And his kind Uncle Sam feeds ten trillion in change

 و عمو سام مهربان نیز در عوض ده تریلیون دلار تزریق می کند
Into the total entertainment combat video game

 به کل بازیهای ویدئویی تفریحی
And up here in the stands

و اینجا روی سن ها
The fans are going wild  

طرفدارانش افسار گسیخته
The cheerleaders flip

سر دسته تشویق کنندگان از خود بیخود شده اند
When you wiggle your hip

وقتی شما کفل خود را تکان می دهید
And we all like the bit when you take ,

 و همه ما از لقمه های خود بیشتر لذت می بریم
The jeans from the refrigerator and

 وقتی تو از یخچال نوشیدنی های جین  را بیرون می اوری
Then the bad guy gets hit

بعد آدم بده ضربه می خوره
And were you struck by the satisfying way

 و آیا تو با روش ارضا کننده ای ضربه می خوری؟
The swimsuit sticks to her skin

لباس شنا به پوستش می چسبد
Like BB gun days مثل روزهای تفنگ بادی
When knives pierce autumn leaves  

وقتی چاقوها برگهای پاییزی را سوراخ می کنند
But that's okay see the children bleed  

و این قابل قبوله که خونریزی کودکان را بنگریم
It'll look great on the TV

دیدن همه اینها در تلویزیون باشکوه است
And in Tripoli another ordinary wife

و در طرابلس یک زن معمولی دیگر
Stares at the dripping her old man hadn't

به آب در حال چکه کردن می نگرد که شوهر پیرش
Time to fix

وقت نکرد تا آن را تعمیر کند
Too busy mixing politics and rhythm  

و شدیدا مشغول ترکیب سیاست و ریتم و آهنگ
In the street below 

در خیابان پایین است

Late Home Tonight II 

امشب دیر به خانه بر می گردد بخش 2

 

Hark the wire service sing

به صدای خدمات بی سیم گوش کن
Clear the satellite link

 لینک ماهواره را پاک کن
Check the fax machine

ماشین فکس را چک کن
Hold the lead story boys

بچه های پیشاهنگ رو داشته باش
There's some great pictures coming in

داره عکسهای معرکه ای می آد
Now the pilot's heartbeat slows

حالا ضربان قلب خلبان آرام تر می شود
Palms dry out

عرق کف دستش خشک می شود
No questions only orders

هیچ سوالی نیست فقط دستورات
And the F-1 glides in nose-up

و هواپیمای اف-1 نوکش به سمت اسمان می خرامد
Through the cloudbase and the

ازمیان پایگاه رویایی ابرها
Ground crew cheers as he puts down

 و وقتی فرود می آید خدمه هواپیمایی برایش هلهله می کشند
His landing gear

دسته فرود را می کشد
Hey boy you're a hero take this cigar

 هی پسر. تو یه قهرمانی، این سیگارو بگیر
Back home in Cleveland  

هنگام برگشت در کلیولند
All the papers and local TV stations

تمام روزنامه ها و ایستگاه های تلویزیونهای محلی
Will be calling your ma

دارند به مادرت زنگ می زنند
And the farmer's wife

و زن کشاورز
Shoos the cat off the chair  

گربه را از روی صندلی کیش می کند
She says sit down my dear   

و می گوید: بنشین عزیزم
Was the milking all right

آیا شیر دوشی خوب پیش رفت؟
Our American friends are late home tonight

 دوستان آمریکایی ما امشب دیر به خانه بر می گردند.

 



 
استاد شجریان در خانه هنرمندان
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠  

 

با توجه به برگزاری نمایشگاه سازهای ابداعی استاد شجریان که از نوزدهم تا بیست و سوم همین ماه در جریان است، به خانه هنرمندان واقع در ایرانشهر رفتیم. از شانس خوب ما استاد شجریان نیز تشریف آوردند و فیلم کوتاهی را نیز از ایشان در سایت قرار  می دهم.

 

سازهای استاد واقعآ بی نظیر هستند. من که از دیدنشان لذت بردم. البته قیمت سازها کمی بالا بود. بین سه تا پانزده میلیون تومان. البته با توجه به کیفیت ساخت و انحصاری بودن سازها و توجه به این نکته که هیچ جای دنیا چنین سازهایی وجود ندارند، رقم های فوق مناسب به نظر می رسند.

وقتی استاد تشریف آوردند، جمعیت با صدای "استاد دوست داریم" از ایشان استقبال گرمی به عمل آوردند و با توجه به ازدحام جمعیت و بیم از اینکه استاد زیر فشار جمعیت آسیب ببینند، به دفتر مدیریت خانه هنرمندان تشریف بردند. پس از یک ساعت که نظم  نسبی بر سالن حاکم شد، استاد تشریف آورده و با جملات کوتاه و صمیمانه ای به علاقمندان حاضر، اظهار لطف نمودند.

استاد فرمودند: در ایران می مانم و برای شما مردم می خوانم...

ساز شهر آشوب (صدایی معادل آلتو )

ساز صراحی ( صدایی معادل کمانچه )

بدون شرح

گوشه بسیار کوچکی از جمعیت منتظر

پشت سرم استاد در حال صحبت با جمعیت حاضر

دانلود فیلم کوتاه از استاد. حدود 6 مگا بایت

 

 

 

 



 
یزد از نگاه دوربین من
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠  

به علت حضورم در ششمین نمایشگاه بین المللی نساجی و چرم  در شهر تاریخی یزد به عنوان مترجم، علاوه بر قطاب و لوز و پشمک و نیز حلوا ارده مخصوص یزد (البته اردکان یزد)، به علت اینکه نمایشگاه از ساعت 4 بعد از ظهر شروع می شد توانستم صبح ها سوغاتی دیگری را برای دوستان از شهر یزد بیاورم.

این عکسها را تقدیم دوستان می کنم. البته حجم عکسها را خیلی کم کرده ام تا راحت تر نمایش داده شوند.

 

محله زرتشتیهای یزد - نزدیک آتشکده -

محله زرتشتیهای یزد - نزدیک آتشکده -

محله زرتشتیهای یزد - نزدیک آتشکده -

مسجد حظیره

مسجد حظیره

به نظر من که خیلی زیباست. ترکیب خاک و نور و آسمان

موزه مردم شناسی و سکه

مسجد معروف امیر چقماق (امیر چخماق)

غرفه ما در نمایشگاه

آب انبار قدیمی در یزد. نزدیک آتشکده و محله زرتشتی ها

جایزه و قدردانی از زحمات ما توسط مدیریت نمایشگاه جناب آقای دکتر محمد میر جلیلی

تیله بازی در کوچه پس کوچه های کودکی

ظهر روبه روی امیر چخماق

دارایی بافی - دستمال یزدی را اینجا می بافند.

زندان اسکندر

بقعه دوازده امام داخل زندان اسکندر

زندان اسکندر

آهنگر

 

 



 
اسالم-خلخال
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩